دیپلماسیِ جوهری و سیالیتِ عرضی: واکاوی «عقلانیتِ انقلابی» در مصاف با نظام سلطه

زمر نیوز| در تلاطماتِ ژئوپلیتیکِ قرن جدید، آنچه «ماندگاریِ سیاسی» یک نظام انقلابی را تضمین می‌کند، نه انجماد در تاکتیک‌هاست و نه استحاله در اصول؛ بلکه دستیابی به نوعی «سیالیتِ راهبردی» در عینِ صلابتِ آرمانی است. کتاب‌های مرجع سیاست خارجی جمهوری اسلامی، همواره بر دوگانه‌ی «آرمان‌گرایی» و «واقع‌گرایی» تاکید دارند، اما حقیقتِ سیاست‌ورزیِ ما در مکتب امامین انقلاب، فراتر از این دوگانه‌ها، در مفهوم «واقع‌گراییِ آرمان‌خواهانه» تجلی یافته است.

به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در تلاطماتِ ژئوپلیتیکِ قرن جدید، آنچه «ماندگاریِ سیاسی» یک نظام انقلابی را تضمین می‌کند، نه انجماد در تاکتیک‌هاست و نه استحاله در اصول؛ بلکه دستیابی به نوعی «سیالیتِ راهبردی» در عینِ صلابتِ آرمانی است. کتاب‌های مرجع سیاست خارجی جمهوری اسلامی، همواره بر دوگانه‌ی «آرمان‌گرایی» و «واقع‌گرایی» تاکید دارند، اما حقیقتِ سیاست‌ورزیِ ما در مکتب امامین انقلاب، فراتر از این دوگانه‌ها، در مفهوم «واقع‌گراییِ آرمان‌خواهانه» تجلی یافته است.

۱. سیالیت در خدمتِ ثبات:
دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی، یک امر استاتیک (ایستا) نیست. ما در عرصه‌ی بین‌الملل با «محیطی آنارشیک» روبرو هستیم که در آن، منافع ملی جمهوری اسلامی با «رسالتِ تمدنی» گره خورده است. «سیالیت» در اینجا به معنای عدول از ارزش‌ها نیست، بلکه به معنای «هوشمندیِ محیطی» است. همان‌گونه که در متونِ توسعه‌ی سیاسی آموخته‌ایم، یک نظامِ پویا باید بتواند در برابر فشارهای سیستمیک، «انعطافِ قهرمانانه» داشته باشد تا بتواند جوهره‌ی قدرت خود را حفظ کند. این یعنی تغییر در «روش» برای ماندگاری در «هدف».

۲. عقلانیتِ «سیاس» در مذاکره:
سیاستمدارِ ترازِ انقلاب در مواجهه با آمریکا و جامعه بین‌الملل، باید یک «دیپلمات-مجاهد» باشد. در ادبیاتِ سیاسیِ کلاسیک ما، «سیاس بودن» به معنای مکرِ ضداخلاقی نیست، بلکه به معنای «تدبیرِ مدون» است. در مذاکرات، ما نیازمندِ فهمِ «منطقِ قدرتِ» رقیب هستیم. سیاس بودن یعنی: شناختِ دقیقِ «تله‌های استراتژیک» دشمن، بازی در زمینِ خودی و استفاده از ابزارهای حقوقی و بین‌المللی برای بی‌اعتبار کردنِ هژمونیِ دروغینِ غرب. ما نمی‌توانیم با ابزارهای قرن بیستم، در برابر «جنگِ ترکیبی» قرن بیست‌ و یکم از منافع ملی دفاع کنیم.

۳. صیانت از منافع در ترازِ ام‌القری:

بر اساس نظریه «ام‌القری»، حفظِ مرکزیتِ نظام اسلامی، اوجبِ واجبات است. اما این حفظ کردن، الزاماتِ بین‌المللی دارد. اندیشه‌ی امامین انقلاب به ما می‌آموزد که برای حفظِ منافع، باید در «ساختارهای قدرتِ جهانی» مداخله‌گر بود، نه منزوی. ما باید با استفاده از «قدرتِ نرمِ» برخاسته از عاشورا و مهدویت، و ترکیب آن با «قدرتِ سختِ» میدانی، چنان موازنه‌ای ایجاد کنیم که میزِ مذاکره، تنها به سندی برای تثبیتِ پیروزی‌های ما تبدیل شود.

 دیپلماسی برای ما، نه میدانِ سازش، که «امتدادِ سنگرِ مقاومت» در ساحتِ کلمات و قراردادهاست. ما با «ایمان به خداوندِ گشایش»، سیالیت را در فرم و قاطعیت را در محتوا پیش می‌بریم. دشمن باید بداند که پشتِ لبخندهای دیپلماتیک و میزهای مذاکره، اراده‌ای پولادین نهفته است که برآمده از مکتبِ «جهاد اکبر» است؛ اراده‌ای که آموخته است چگونه «کارهای نشدنی» را با «تدبیرِ سیاسانه» و «ایستادگیِ مؤمنانه» به واقعیت تبدیل کند.

 ما در میانه‌ی نبردیم؛ چه در میدان، چه در دیپلماسی، و پیروزی از آنِ کسانی است که «هوشِ سیاسی» را به «نورِ ایمان» پیوند زده‌اند.

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

کالبدشکافیِ هیاهوی ترامپ؛ وقتی «صنعتِ تملق» با دیوارِ حقیقت برخورد می‌کند

چگونه محتواهای امن، دل کودکان را آرام می‌کند

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه